محمد قنبرى

572

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

براى نقد حديث ، فقط دو راه علمى و فنى در پيش رو داريم : راه اول آن است كه احاديث صحاح مانند زر ناب و عسل خالص استخراج شود تا راه بر جويندگان حقيقت كوتاه شود و ذهن متفكران انديشمند با مطالعهء اساطير و خرافات ، احاديث خلاف عقل ، خلاف مذهب و خلاف قرآن و سنت مشوب نگردد و قشر تحصيل كرده‌اى را كه در عصر حاضر شيفتهء مذهب شده‌اند دچار سرگردانى و حيرت نسازد و شرايط براى عرضهء آن به دانشگاهيان و جهانيان آماده و مناسب باشد . راه دوم آن است كه همانند ادوار گذشته ، سرهء حديث با ناسرهء آن مخلوط بماند . يعنى حديث صحيح با حديث ضعيف و انواع سيزدهء گانهء آن در خلال هم عرضه شود ، اما در حاشيهء كتاب ، رمز مخصوص احاديث را درج كنند تا درجات صحت و سقم حديث را روشن سازد ، به همان شيوه كه در چاپ سنگى كتاب تهذيب و چاپ سنگى كتاب كافى مشاهده مىگردد . در اين زمينه پيشنهاد جناب آقاى سبحانى مىتواند كارآيى همان چاپ سنگى صد سال قبل را داشته باشد به اين صورت كه در آخر هر كتاب فهرستى ضميمه شود تا جاى جاى احاديث صحيحه را نشان بدهد . مؤلف صحيح الكافى راه اول را مفيدتر و مناسب‌تر تشخيص داد و با زحمات چند ساله به استخراج احاديث صحيحه پرداخت . صحاحى كه قابل عمل باشد و شيعه به آن فتوا بدهد و چون زر ناب براى همگان قابل قبول باشد . و اينك شش سال است - و خدا را شكر - كه هزاران نسخهء آن در بلاد اسلامى منتشر شده است ، از جمله در كشور عزيز اسلامى ايران بيش از بيست هزار نسخهء آن در اختيار مردم قرار دارد ، بى آن‌كه بر يك حديث آن خرده بگيرند . اگر ناقدان راه اول را درست و مناسب نمىدانند ، مىتوانند به معارضهء با صحيح الكافى برخيزند و فهرستى تازه و مناسب براى صحاح مقبولهء خود تهيه نمايند و يا متن صحاح را استخراج كنند و منتشر سازند و اعتراض خود را به سمع همهء نسل‌هايى برسانند كه با صحيح الكافى آشنا شده‌اند و بعدها هم آشنا مىشوند و يا لااقل